به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون، محوطه جهانی و ارزشمند «بَغستان» که امروزه به بیستون نامدار شده است، روزگار اندوه باری را سپری می کند. کارخانه های آلاینده در حریم و پیرامون این محوطه جهانی و یگانه، یکی پس از دیگری سربرآورده و تهدیدی جدی برای تنها میراث جهانی کرمانشاه به شمار می آیند.
میراث جهانی بَغستان یا همان بیستون با دشواری های فراوانی دست و پنجه نرم می کند و در بدترین شرایط حفاظتی و نگهداری به سر می برد. وجود انبوه کارخانه ها و شرکت های آلاینده در حریم و پیرامون این محوطه تاریخی ارزشمند، تنها یادمان جهانی استان کرمانشاه را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است.
بدتر از همه شرکت پتروشیمی بیستون است که نزدیک دو دهه پیش با زیر پا گذاشتن قانونهای میراث فرهنگی و در سکوت مدیران و سرپرستان سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی وقت استان در حریم این محوطه جهانی برپا شده و آلاینده های حاصل از آن به آرامی و درگذر زمان، یکی از بی همتاترین میراث جهانی کشور را با خطر جدی رو بهرو کرده و سنگنگارهها و سنگ نبشتههای ارزشمند و آثار تاریخی آن را به کام مرگ فرو برده و می بلعد.
نا آگاهی مدیران و نبود تخصص در میان آنها، مایه نابودی آثار تاریخی شده است
سالهای سال است که کنشگران و کارشناسان زیست بومی و میراث فرهنگی خواستار جابهجایی کارخانههای آلاینده پیرامون محوطه جهانی بَغستان (بیستون) مانند کارخانه سیمان، حرارت نیرو، قند بیستون، شرکت شیر و لبنیات پاستوریزه و مهم تر از همه شرکت پتروشیمی بیستون به جای دیگری شده اند اما گویا گوش شنوایی در میان مدیران و سرپرستان رده بالای استانی نیست و با نفوذ در دستگاه ها و نهادهای رده بالای دولتی کشور به کار نادرست و اقدام ناسنجیده خود و خلاف قانون، اصرار می ورزند. وضعیت آلایندههای این کارخانهها به اندازهای بوده که مدیرکل سازمان حفاظت از محیط زیست استان کرمانشاه در آذر 95 با گلایه و انتقاد از کارخانه سیمان غرب و نیروگاه حرارتی بیستون، خواستار رسیدگی مدیران مربوطه و راه درمانی برای این کارخانه ها شده و بخشی از آلودگی هوای استان را مربوط به آن ها دانسته بود.
همچنین کارشناسان و کنشگران میراث فرهنگی بارها بر جا بهجایی این کارخانه های آلاینده به ویژه شرکت پتروشیمی بیستون پافشاری کرده اند.
هرچند تا کنون مدیران شهری و استانی هیچ توجهیبه این موضوع نداشته و این اعتراض ها راه به جایی نبرده است. در همین زمینه یک باستان شناس با گرایش دوران تاریخی که کارخانه های آلاینده به ویژه شرکت پتروشیمی بیستون را در حریم و پیرامون میراث جهانی بَغستان دیده است با گلایه به گفت : « به نظر من، لازم نیست که ما کلنگی برداریم و یک اثر تاریخی را با آن نابود کنیم زیرا رخدادهای ناگواری که در پیرامون و حاشیه آثار تاریخی به وجود میآید، بسیار ویرانگرتر (مخرب تر) از عوامل انسانی است. از همین رو، امروزه همه کسانی که در زمینه میراث فرهنگی کوشا هستند، به خوبی آگاهی دارند که این آلاینده ها چه زیان و آسیبی به سنگ نگاره ها وارد می کند و ما بدون هیچ گونه دانشی، چنین کارخانه هایی را درکنار یادمان های باستانی ارزشمند تنها به صرف تفکر اقتصادی بودن آنها، برپا کرده ایم.
این درحالی است که یک اثر تاریخی خود میتواند سرچشمه ای مناسب از درآمد در درازمدت برای کشور باشد که به آن بی توجه هستیم. هرچند من این موضوع را از نبود آگاهی در میان مدیران و سرپرستان شهری و استانی می دانم.
زیرا موضوع حفاظت و مرمت آثار تاریخی، دو روی سکه بوده و به موازات یکدیگر پیش می روند. امروزه در همه جهان نگهداری، حفاظت و مرمت آثار تاریخی برای حفظ آیندگان از دغدغه های بنیادین کشورها به شمار می آید. اما ما با نبود آگاهی و دانش کارخانه های آلاینده را درست درکنار و پیرامون یادمان های باستانی بسیار ارزشمند برپا کرده و میسازیم و هیچ گمان نمیبریم که تا چه اندازه پدیداری این کارخانهها آسیب رسان است، بدون آنکه دریابیم سنگ آن بهاندازهای مقاوم نیست که در برابر مواد شیمیایی و آلایندهها دوام آورد. نقش و نگارهای تراشیده شده روی سنگهای تاریخی بی گمان با وجود آلاینده ها آسیب دیده و نابود خواهند شد.
همچنین این کارخانه ها افزون بر آلودگی هوا که بسیار برای زیست انسان ها زیان بار است، تغییر اکولوژی در منطقه را رقم خواهد زد و برای یادمان های تاریخی تهدیدی جدی به شمار آمده و آثار تاریخی را بسیار شکننده خواهد کرد. باید دانست آثار سنگی نسبت به چنین عواملی بسیار حساس هستند و با گذشت زمان و به آرامی نابود خواهند شد.
از سویی، آلاینده های شیمیایی کارخانه سیمان و شرکت پتروشیمی در فضا پیچیده و با ابرها ترکیب شده و باران های اسیدی را تشکیل می دهند که بسیار برای آثار تاریخی خطرناک و آسیبرسان بوده و مرگ خاموش آنها را رقم خواهد زد. همچنین باعث به وجود آمدن آلاینده ها و بیماریهای سنگی دیگری نیز می شود».
شرکت پتروشیمی و دیگر کارخانه های آلاینده باید جا به جا شوند
علیرضا جعفری زند در دنباله سخنانش با اشاره به دیگر عوامل به وجود آمده بر اثر آلایندههای شیمیایی کارخانههای پیرامون محوطه جهانی بَغستان یا بیستون گفت :« آلایندههای شیمیایی کارخانهها نقش بسزایی در پدیداری عوامل بیولوژیکی یا همان گُل سنگها روی سنگ نگارهها و سنگ نبشتهها و درکل آثار تاریخی دارند و علم مرمت بر اساس همینگونه دشواریها شکل گرفته است. ما یک سری عوامل داریم که عوامل طبیعی را نیز تشدید کرده وانگیزه پوسیدگی و خُردگی سنگها خواهد شد و آلایندههای شیمیایی حاصل از این کارخانهها یکی از بدترین و آسیب رسانترین این عوامل هستند که در فضا به صورتهای گوناگون پخش میشوند. این آلاینده های شیمیایی با هوا ترکیب شده و روی سنگها نشسته و آرام آرام آنها را ویران خواهد کرد؛ به ویژه هنگامی که در نزدیکی آثار تاریخی قرار میگیرند. پس وجود این آلایندهها هم برای زیست انسانها خطرناک است و بیماریهای گوناگونی را به وجود میآورد و هم انگیزه نابودی یک اثر بیهمتای تاریخی خواهد شد. از همین رو، باید هر چه زودتر از ادامه کار این کارخانهها در نزدیکی و حریم محوطه جهانی با ارزشی چون بَغستان (بیستون) پیشگیری کرد و این کارخانهها را به بیرون از شهر و مکانی مناسب جابهجا کرد و کوتاهی در این زمینه آسیبهای برگشت ناپذیری را به دنبال دارد».
هشدارکارشناسان برای کارخانههای آلاینده در پیرامون بیستون
دکتر جعفری زند با دل نگرانی در بخش دیگری از سخنانش افزود : « تنها چیزی که می توانم در این زمینه بیان کنم، یک هشدار است. تا زمانی که این آثار ارزشمند از میان نرفته و رخداد ناگواری برای آنها پیش نیامده است، باید به فکر چاره و راه درمانی بود. راه چاره ساده و درست آن هم، این است که مطالعات بیشتری روی آلایندههای کارخانههای پیرامون میراث جهانی بَغستان یا بیستون و خطرات ناشی از آنها از سوی کارشناسان بی طرف و باتجربه انجام گیرد و منتشر شود تا بتوان هرچه بهتر برای این یادگار جهانی ارزشمند و میراث تاریخی کشور تصمیم گیری کرد».
این باستانشناس در پایان گفت :« من تنها در راستای رشته و تخصص خودم در زمینه خطرات ناشی از آلایندهها روی آثار تاریخی، اظهار نظر میکنم و بیگمان اگر با یک کارشناس شیمی گفتوگو شود، نکات ارزندهتر و دقیقتری را در این زمینه بیان کرده و به آسیبهای برگشت ناپذیر آلایندههای شیمیایی این کارخانهها به درستی خواهد پرداخت. به هر روی، ما باستان شناسان بر اساس تجربههای گذشته و رخدادهای صورت گرفته در این زمینه که در دیگر آثار تاریخی روی داده است، نظر داده و دیدگاههای کارشناسی خود را بیان میکنیم، مانند آسیبرسانی شرکت پتروشیمی شیراز که در نزدیکی مجموعه جهانی پارسه (تختجمشید) قرار دارد و سنگ نگارههای این مجموعه را تهدید می کند».
بَغستان، میراثی برای همه نسلهاست، آن را پاس داریم
میراث جهانی بَغستان یا بیستون، یکی از ارزشمندترین یادمانهای تاریخی کشور و جهان است که در نوع خود بی همتا و بی مانند (منحصر به فرد) بوده و دستاورد دسترنج نیاکان پاک نهادمان است و همه مردم، مسئولان، نهادها و ارگانهای دولتی باید از آن به درستی و خوبی پاسداری و نگهبانی کرده و آن را به آیندگان که صاحبان اصلی این سرزمین بوده، سپرده و واگذار کنند. زبان شناسان، بَغستان را جایگاه خدایان معنی کردهاند که همین موضوع نشانگر ارزش فراوان و اهمیت دوچندان این محوطه باستانی است.
بَغستان، میراثی برای همه نسلهاست و باید آن را با چنگ و دندان حفظ کرد و پاس داشت. از سویی، یادمانهای تاریخی و فرهنگی، نشانههای هویتی و کیستی و شناسنامه بالنده مردمان به شمار میآیند. از همین رو، امروزه نگهداری و حفاظت از آنها در میان مردم جهان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
نهمین میراث جهانی کشور که سندی گویا از هویت و چیستی ایرانیان به شمار می آید با دشواریهای فراوانی دست و پنجه نرم میکند، نگذاریم که هویت و کیستی مردمانی با فرهنگ بیش از این خدشهدار شود. بَغستان را امروز دریابیم، شاید که فردا دیر باشد.